September 19, 2005

نوستاره اي با ده سال سابقه بازيگري

رپورتر : مريم اتحاديه
عکس : ايوب کلانتري

زن روز / شنبه بيست و هفتم آبان پنجاه و يک


فرزانه مي گويد اولين سوال فيلمسازان اينست :" خانم امکان لخت شدن شما چقدر است ؟"
" اکثر سينماگران بومي ما استعداد عجيبي در مزخرف سازي دارند! و اگر اين استعداد را در ساختن کارهاي اصيل بکار برند ، بي ترديد سينماي ما پيشرفتي سريع خواهد داشت . درست است که در سينما ، تجارت را نبايد از نظر دور داشت اما در اينجا هدف فقط گيشه است !"

" دو روز مانده به شروع فيلمبرداري تازه به فکر انتخاب هنرپيشه مي افتند . وقتي سناريو را براي مطالعه مطالبه ميکني ميگويند : وقت نيست ، يا دو سه نسخه بيشتر نيست که به هنرپيشگان نميرسد. اين سينما نيست کلاشي است . "

" اين چه سينمائي است که براي اکثر دستاندرکارانش فقط يک چيز مطرح است : سکس ... و اولين سوالشان اين است : خانم امکان شما در لخت شدن چقدر است ؟ در حاليکه من ضعفي در بازي خود نميبينم که متوسل به سکس بشوم ."

" اصلا نميفهمم چرا فيلم ميسازند و اسم سينما و يکي دوتا فيلمساز خوبي را که داريم خراب ميکنند. بيايند شو بگذارند ! در آنصورت اقلا ميشود گفت کارشان اصالت دارد. "

" هر فيلم بايد حداقل سه چهار ساعت تماشاگر را به فکر وادارد اما فيلمهاي ما آنچنان سطحي است که حتي ده دقيقه هم فکر را مشغول نميکند. "

رو در روي خانم زيبائي نشسته ام که موهايش چون آبشاري از طلا روي شانه هايش فرو آمده و موجي از احساس در درياي سبز چشمانش غليان دارد . او يک ستاره است ، هنرمندي با نام فرزانه تائيدي . حدود 29 سال بيشتر ندارد اما بيش از دهسال به اصطلاح خاک "سن" خورده است و 30 نمايشنامه صحنه و 120 پيس تلويزيوني حاصل کار اوست . يک دوره هشت ماهه تاتر را در واشنگتن طي کرده و سه سال از پنج سال دوره هنرپيشگي کالج معروف "سنتامونيکاسيتي " کاليفرنيا را گذرانده است و حالا با چنته اي پر از تجربه هنري باز آمده تا در تاتر و سينما تواما فعاليت کند . د رمورد کالج مزبور و اينکه چرا آنرا به پايان نرسانيده است اينگونه توضيح ميدهد :

"بطور کلي کاليفرنيا ، لوس آنجلس و هاليوود مرکز ترتبيت هنرپيشه است و سنتامونيکاسيتي يکي از معروفترين کالج هاي کاليفرنياست. اهميت اين کالج يکي هم در اين است که هنرپيشگان معروفي چون مارلون براندو ، جيمز دين و بن گازارا از آنجا فارغ التحصيل شده اند. تصور نکنيد که ميخواهم خودم را همسطح آنها معرفي کنم فقط منظورم اين است که آنها هم اين کالج را تمام کرده اند. دوره کالج پنج سال است اما بخاطر پول نداشتن نتوانستم آنرا به پايان برسانم . روزها مجبور بودم براي امرار معاش کار کنم . بنابراين وقت کم مي آوردم و اين مدت سه سال را نيز در کلاسهاي شبانه گذراندم.

در همين مدت واحدهاي مختلف هنرپيشگي ، تکنيک و تا اندازه اي کارگرداني تاتر را گذراندم. به علاوه با گروه هاي مدرسه در محيط دانشگاه نمايشنامه هائي روي صحنه مي آوديم. از ميان همين کلاسها و برنامه هاست که دري به تخته ميخورد و ناگهان ستاره اي کشف و مشهور ميگردد. تلاشي هم براي راه يافتن به هاليوود کردم اما بي فايده بود ! فراموش نکنيد که من با اينکه مهاجر بودم و مکانات يک امريکائي را داشتم و با تمام تسلطي که به زبان انگليسي پيدا کردم ، بهر حال يک خارجي بودم. هم ته لهجه اي داشتم و هم کار برايم تا حدودي محدود بود و فقط ميتوانستم رلهائي را بازي کنم که لهجه ام به نحوي توجيه شود. من نه خودم را گول را ميزنم و نه بخودم دروغ ميگويم . آنجا مدرسه اي بود که تعداد بيشماري هنرجو از سراسر دنيا داشت و درآن ميان طبعا بودند کساني که از نظر هنر و زيبائي بر ديگران برتري داشتند و همين نسبت شانس را کم ميکند. من چون دقيقا به وضع آنجا و راه يافتن به هاليوود وارد هستم ، وقتي در مجلات ميخوانم که از فلان هنرپيشه ايراني دعوت شده به هاليوود برود سخت متعجب ميشوم ."

از فرازنه سوال ميکنم با اينهمه بدبيني که به سينما و سينماگران ايراني دارد چرا به سينما روي آورده است ؟ ميگويد :
" اولا من هنوز يک هنرپيشه تاتر هستم و بيشتر وقتم را در اين راه صرف ميشود. تاتر زندگي است اما سينما امکان بيشتري براي ارائه کار دارد. من هنوز خوردم را به سينما نفروخته ام ! براي هر نمايشنامه تلويزيوني يک ماه و براي هر نمايشنامه صحنه حدود سه ماه روزي سه تا چهار ساعت کار مداوم ميکنم . اما کار سينما را هم خيلي دوست دارم. براي اولين بار به دعوت حسين رجائيان که تحصيلات خود را در لوس آنجلس به اتمام رسانيده ست در فيلم " هشتمين روز هفته " شرکت کردم. در اين فيلم با علي شاهيلاني و ژاله سام و محسن سهرابي همبازي هستم .

اواسط اين فيلم بود که از طرف آقاي فردين براي ايفاي نقش يک زن روسپي در فيلم " جهنم + من " دعوت شدم . از آن ببعد هم چند پيشنهاد بمن شده که همه را يکجا رد کرده ام ! دليلش هم همان مطالبي است که در آغاز گفت و گو به آنها اشاره کردم. سينماي حرفه اي بمن با وجود ده سال سابقه کار تاتر به چشم يک هنرپيشه تازه کار نگاه ميکند و بخود اجازه ميدهد تمام ظلم هائي را که به يک هنرپيشه تازه کار وارد ميکند بمن هم روا دارد ! البته من کار درسينما را ادامه ميدهم مشروط بر اينکه از طرف سينماگران واقعي ، آنها که سينما رادوست دارند دعوت شوم. با انها کارميکنم نه با انهائيکه از سينما براي نشان دادن عقده هاي شخصي استفاده ميکنند ! يک آرتيست بايد آرتيستي فکرکند ، نبايد متظاهر باشد . بهتر است خودش باشد . با گذشت و بدون عقده !

فرزانه تا حدودي حرفهايش را زده است بهتر است به عنوان حسن ختام کمي هم به عشق و ازدواج بپردازيم . نتيجه اينکه فرزانه خانم 19 ساله بوده که اولين نمايشنامه تلويزيوني را با نام " مزرعه سبز" بازي ميکند . استقبال از کار او موجب ميشود تا در اداره تاتر وزارت فرهنگ و هنر ماندگار شود . به اقتضاي کار با پرويز کاردان آشنا ، و به فرزانه کاردان مبدل ميشود ! حاصل اين ازدواج بي فرجام پسر 8 ساله اي بنام کيوان است . مدتي پس از متارکه به قول خودش به علت خستگي از محيط و ايجاد تنوعي در روحيه چمدانها را ميبندد و راهي امريکا ميشود .



Trackback Pings

http://www.farzanehtaidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/38
 
 
محمد علی

با عرض سلام وادب به شما این هنرمند خوش فکر.
هیچگاه خاطره بازی بی بدیلتان را در فیلمهایی چون فریاد زیر..ومیراث من...را فراموش نخواهیم کرد...
باقی باشید...
مملی.28 ساله از 0-2-1

************************************

فرزانه:ممنون از لطفت دوستِ من.ایکاش کارهای دیگرِ من هم در دسترس بود.....افسوس

 
 

Post a comment

Thanks for signing in, . Now you can comment. (sign out)

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Remember me?