August 27, 2005

نصايح فرزانه تائيدي به هنرپيشه هاي زن

اطلاعات بانوان تاريخ: ؟؟؟ شماره ؟؟؟
مصاحبه کننده : شهین حنانه

شنيديم فرزانه تائيدي فعاليت‌هاي تازه اي را در زمينه تاتر صحنه‌اي ، تاتر تلويزيوني و سينما شروع کرده است. بهمين مناسبت براي ديدار و گفتگو با او به خانه اش رفتيم. اتاق پذيرائي کوچک فرزانه بيشتر به يک گلخانه شباهت دارد يا بقول خودش يک باغ کوچک است بخصوص اينکه صداي قناري ها لحظه اي قطع نميشود. فرزانه بلوز شلوار آبي رنگ به تن دارد. موهاي طلائي بلندش را روي شانه هايش ريخته و در حاليکه پا برهنه راه ميرود براي ما قهوه مي آورد. شمعدانها ، کوزه هاي سفالي ، مجسمه هاي کوچک ، کتابخانه ، عکس‌هائي که به در و ديوار آويخته شده بازهم گلدان ها که تعدادشان از بيست تا تجاوز ميکند توجه را جلب ميکنند و نشان ميدهند که فرزانه زندگي کوچک ولي زيبائي دارد. خودش ميگويد من عاشق طبيعت هستم و چون فرصت اين را ندارم که زياد به آغوش طبيعت بروم قسمت کوچکي از طبيعت را به خانه ام آورده ام. مي پرسم اين گلدانها را چگونه آب ميدهي و چطور در اتاقت باغباني ميکني . ميگويد خيلي ساده است. صبح ها قبل از رفتن گلها را آبياري ميکنم ، برگهاي پژمرده شان را بر ميدارم و عصر هم به خانه برميگردم مجددا به وضع گلها رسيدگي ميکنم ... در اين وقت سگ کوچک فرزانه (بوبي) مي آيد و به پر و پاي فرزانه ميپيچد. فرزانه ميگويد گرسنه اش شده ميرود و برايش غذا مي آورد و در اينجا بعد ا زخوردن قهوه صحبت هايمان شروع ميشود.

فرزانه لطفا قدري د رمورد فعاليتهاي جديدت حرف بزن.

فرزانه: يک کار در زمينه تاتر صحنه اي دارم بنام "نيويورک نيويورک" اين نمايشنامه را عباس زاهدي نوشته و ازنظر محتوا و فرم بسيار جالب و متفاوت است. نويسنده يک مسئله متافيزيکي را گرفته و نمايشنامه جالب نوشته. البته برداشت هاي ديگري نيز ميتوان از اين نمايشنامه داشت ، حسن بزرگ اين نمايشنامه اين است که تماشاچي محال است بي تفاوت از سالن بيرون برود. اين نمايش هر کسي را درهر سن و شغلي که باشد قلقلک خواهد داد . البته نقش بازيگر هنگام اجرا بايد يک رابطه درست با تماشاچي برقرار کند و ما نهايت کوششمان را ميکنيم که اين رابطه برقرار شود و نقش ها باصطلاح درست دربيايد. فرزانه ادامه ميدهد بعد از نمايشنامه "بنگاه تاترال" که تقريبا يکسال و نيم پيش اجرا شد من تاتر صحنه اي بازي نکرده بودم.

کارگردان نمايشنامه "نيويورک نيويورک" کيست ؟

فرزانه: کشاورز. و اين اولين تجربه او در زمينه‌ي کارگرداني تاتر صحنه اي ايرانيست. ضمنا محمد هاشمي که دانشکده هنرهاي زيبا را تمام کرده و از استعداد سرشاري برخودار است نيز با من همبازي است. در اين نمايش پري امير حمزه نقش مادر و محمد علي کشاورز نقش پدر مرا بازي ميکند و نقش آقاي نيويورک به حميد طاعتي واگذار شده است. بهر حال ميتوانم بگويم بعد از مدتها يک کار خوب در زمينه تاتر صحنه اي دارم ارائه ميکنم.

در زمينه سينما و تاتر تلويزيوني چه فعاليتي داري ؟
فرزانه: واحد نمايش تلويزيون تصميم گرفته هر ماه با نشان دادن يک نمايشنامه از يک درام نويس خارجي آن درام را معرفي کند و به مردم از کارگردان ها بخواهيد که شما را موجودهاي با مغز بدانند

با هم دوست و يکدل و مهربان باشيد

نگذاريد در کار هنرپيشگي به بيراهه بيفتيد
بشناساند. اولين کار در اين زمينه نمايشنامه ايست از "فريتس هوخهولدر" نمايشنامه نويس آلماني که دکتر پرويز ممنون استاد بازيگري دانشگاه آن را ترجمه و کارگرداني ميکند. و اگر امکانات مالي اجازه دهد "فريتس بوخهولدر" همزمان با پخش اين نمايشنامه از تلويزيون بدعوت واحد نمايش به تهران مي آيد و در يک مصاحبه تلويزيوني شرکت ميکند.
و اما د رمورد سينما ... يک فيلم بازي ميکنم به اسم "فرياد زير آب" که داريوش ، بهروز به نژاد و شهره نيز در آن بازي دارند.

سه کار گوناگون تاتري و سينمائي را چگونه با هم جور ميکني و چطور وقتت را تنظيم ميکني که به بازي در همه اين صحنه ها برسي ؟

فرزانه: صادقانه بايد بگويم دلم ميخواست هر يک از اين کارها را جداگانه در زمان بخصوص و بقول معروف سر فرصت انجام ميدادم و ميتوانستم براي ارائه بازي در هر يک از آنها تمرکز فکري بيشتري داشته باشم تا مسئله تکامل رل بيشتر حفظ شود. با اين موقعيت چه بخواهم چه نخواهم ناچارم گاه روي تاتر و گاه روي فيلم تمرکز داشته باشم اما بهرحال تا حدي هم مسئله تامين زندگي يا بزبان ساده "ريال" مطرح ميشود که آدمي مثل مرا که اصلا مادي نيستم وادار ميکند در آن واحد دو سه کار داشته باشم.

در شوي تلويزيوني رنگارنگ هم شرکت داشتي که مورد توجه قرار گرفت. ايا ميخواهي "شوگرل" هم بشوي ؟

فرزانه : ( با خنده) فعاليت هاي ديگري را در تلويزيون شروع خواهم کرد چون دوست دارم بعنوان يک بازيگر با مردم در ارتباط باشم و پيش درآمد اين فعاليت ها اجراي "شو"ئي بود که بصورت رنگي از تلويزيون پخش شد. و اين اولين تجربه بود در زمينه "شو" اين را هم بگويم از وقتي که از امريکا برگشتم و با آشنائي کاملي که به فرم شوهاي تلويزيوني امريکا داشتم دراين فکر بودم که مطابق با فرهنگ و وضعيت زندگي اجتماعي مردم ايران بعنوان هنرپيشه کارهاي شو هم انجام دهم منتها چيزي که در ايران رسم شده نقش موزيک است در شو و همه منتظرند در يک شو خوانندگان مختلف ترانه بخوانند و در فواصل ترانه صحبتي هم بشود و وجود يک هنرپيشه و هنر بازيگري هرگز در شو نشان داده نشده البته بجز يکي دوبرنامه از حميد مطهري که خودم هم در آن تجربه داشتم. و اما در جواب سوال شما بايد بگويم من نميخواهم "شوگرل" بشوم بلکه ميخواهم چيز تازه اي از طريق جعبه سحرآميز يعني تلويزيون ارائه کنم و با مردم رابطه ايجاد کنم و خلاصه کلام بعنوان يک مجري نه "شوگرل" و با آگاهي درست کاري انجام دهم. البته آن طرف قضيه را هم در نظر ميگيرم يعني اعتراض آدم هائي را که واريته را بجاي شو اشتباه گرفته اند. شو به معني واقعي چيزي است که د رهمه جاي دنيا شناخته شده يعني مجموعه اي از موزيک ، تاتر ، قطعات فکاهي و بازيگري . و حرف من اين است که وقتي مردم فرزانه تائيدي را در تلويزيون بعنوان مجري ميبينند عجولانه قضاوت نکنند بلکه سعي کنند قضاوتشان منطقي و اصولي و انساني باشد. شايد اين راهي باشد که هنرپيشه هاي محبوب ديگر هم که در بين مردم شهرت دارن بيايند و کارهائي در زمينه تلويزيون ارائه دهند چرا که تلويزيون تا کنون کمتر از بازيگران حرفه اي استفاده کرده بلکه هميشه از هنرپيشه هاي خصوصي استفاده کرده است.

تو بعنوان يک هنرمند حتما لحظاتي از زندگي خود را بخودت اختصاص ميدهي.

فرزانه: بله ، من به عنوان يک هنرپيشه به اين نتيجه رسيده ام که يک بازيگر حتما بايد لحظاتي از زندگي را داشته باشد که بخودش فکر کند. اين لحظات ميتواند خصوصي ترين لحظات زندگي آن هنرمند باشد. در اين لحظات تنهائي هنرمند ميتواند بخودش فکر کند و بخود فکرکردن در واقع به يک خودشناسي رسيدن است. ميتواند به کارش و رابطه اش که از طريق کار با مردم ايجاد کرده بينديشد و با تکيه به نوع رابطه اي که ايجاد کرده فکر کند واقعا در مقابل مردم تا چه حد مسئول بوده و هست. من نميخواهم شعار بدهم و گنده گوئي کنم بلکه در کمال راحتي حرف ميزنم و باز هم تاکيد ميکنم مهمترين قسمت زندگي يک هنرمند پرداختن به نوع رابطه اش با مردم است و بايد کوشش خود را در جهت بهتر شدن اين رابطه بکند. من د رلحظات تنهائي که به خودم کارم و مردم فکر کرده ام به خيلي چيزها رسيده ام که به من کمک کرده است و به همين دليل با وجود سختي ها در نقطه اي از خط زندگيم که ايستاده ام وقتي به جاده پشت سرم نگاه ميکنم ناراضي نيستم و با خودم ميگويم درست آمده ام. اين را مردم هم به من ميگويند در کوچه و خيابان و فروشگاه از دانشجوي کتاب بدستي که در خيابان راه ميرود تا زن 45 ساله چادري که در فروشگاه مشغول خريد است همه با کلامي ساده به من ميگويند که درست رفته ام و در اينجاست که صادقانه ميگويم کوچک تمام تماشاچي ها هستم که مرا تائيد کرده اند. راستي هم اگر آن تشويق ها نبود نميتوانستم ادامه دهم. من افتخار ميکنم که در رابطه ام با مردم از طريق کار هرگز عوامفريبي نکرده ام و آرزوي من اين است که راهم را همچنان درست بروم.

در مورد هنرپيشه هاي زن ايراني نظرت چيست؟

فرزانه: من آرزوي روزي را دارم که لااقل چهار هنرپيشه زن که اسم هنرمند روي خودشان گذاشته اند بتوانند با هم رابطه دوستانه ايجاد کنند و خارج از هر گونه عداوت و دشمني با هم رفيق و يکدل باشند البته چهارنفر را بعنوان مثال گفتم اي کاش همه با هم دوست بودند. رفيق بودند . ما ده دوازده تا هنرپيشه خوشگل و جوان داريم مثل آرام ، سپيده ، شورانگيز ، مرجان ، آيلين و غيره که امکانات خوبي طبيعت از نظر زيبائي و سکس به آنها داده است. دلم ميخواهد اينها يک روزي بيايند خانه من با هم قهوه بخوريم و حرف بزنيم مثل دوستان خوب و اين دوستي ادامه پيدا کند. حرف من با اين خانم ها اين است که اجازه ندهند تهيه کننده و کارگردان فقط از سکس و از بدن اينها جلوي دوربين استفاده کنند ... از کارگردان بخواهند که از فکر آنها و از بازيگري آنها استفاده کنند شايد که در بين اين ده دوازده نفر باشند کساني که واقعا بشود از مغزشان و از استعداد نهفته شان استفاده کرد. من هم به اين خانم ها ميخواهم بگويم کمي هم به ارزش واقعي خودتان فکر کنيد و فقط بدنتان را نشان ندهيد.

حرف ديگري در مورد هنرپيشه هاي زن نداري؟

فرزانه: چرا هنوز حرف زياد دارم. اعتقاد من اين است که اين هنرپيشه هاي جوان واقعا بخاطر علاقه صادقانه به سينما روي مي آورند و شوق و شور بازيگري دارند باضافه اينکه دلشان ميخواهد معروف هم بشوند که امري طبيعي است و تحت تاثير همين شوق و علاقه هر پيشنهادي را مي پذيرند و ناگهان بخود مي آيند و ميبينند به بيراهه رفته اند و بارها و بارها خوانده ام که بعضي از اين خانم ها گفته اند ما از بازي در فيلم هاي تجارتي و سکسي خسته شده ايم و ميخواهيم کارهاي بهتر و برتر بکنيم ولي باز هم همان روال هميشگي را ادامه داده اند. خواهرانه ميگويم قدر خودتان را بدانيد و راه خودتان را پيدا کنيد مسلما احترام بيشتري هم خواهيد داشت. حرف ديگر من اينست که اينقدر از يکديگر ايراد نگيريد بهم پرخاش نکنيد با هم دوست باشيد و رفتار هنرمندانه داشته باشيد.

بعد از همه اين حرفها به کار کدام بازيگر زن و مرد اعتقاد داري؟

فرزانه: به فخري خوروش به عنوان بازيگري که از تاتر به سينما آمده و پشتوانه فکري دارد معتقدم. ايرن و گوگوش را از جهت ارائه بازي خوب در سينما ميپسندم. ژاله سام را هم يکي از شيک پوش ترين و فتوژنيک ترين زنان ميدانم. و اما از بين مردهاي بازيگر به پرويز فني زاده بعنوان هنرپيشه اي در سطح بين المللي احترام ميگذارم و معتقدم چيزي از داستين هافمن و ال پاچينو کم ندارد. و بعد بهروز وثوقي را به دليل خود ساخته بودن انتخاب ميکنم و بهروز به نژاد را بعنوان يکي از بهترين بازيگران دروني قبول دارم. بعد هم علي نصيريان که او هم واقعا بازيگر خوبيست ضمنا بعضي از بچه هاي دانشکده تاتر واقعا با استعداد هستند و من آينده خوبي را برايشان پيش بيني ميکنم و بعنوان يک بازيگر که سهمي در هنر تاتر و سينماي مملکت دارم ارزوي روزي را دارم که همه هنرمندان با هم دوست باشند.

در مورد پرويز صياد چه نظري داري؟

فرزانه: وقتي صحبت از صياد ميشود من صمد را بياد مياورم. من نميخواهم صمد را تائيد کنم ولي روحيه صياد را تائيد ميکنم که اگر صمد را ميسازد که دو سه ميليون فروش ميکند "درغربت" ساخته شهيد ثالث را هم تهيه ميکند و يک سالن تاتر هم به سالن هاي تاتر اضافه ميکند. در زمينه بازيگري نيز صياد راتائيد ميکنم چراکه باز يهاي خوبي ارائه داده. صياد پولش را نميدهد ويلا و زمين بخرد بلکه پولش را صرف بهبود وضع هنر ميکند. او آدم سازنده اي است که به هنر مملکت خيانت نکرده است.

زندگي تو چيست ؟

فرزانه: من از هر فرصتي براي پناه بردن به آغوش طبيعت استفاده ميکنم و بيشتر راهي شمال ميشوم و در اطاق هاي اجاره اي دور از جاده اقامت ميکنم چون نه ويلا دارم و نه دلم ميخواهد از ويلاي دوستان استفاده کنم . دلم ميخواهد تو اطاق هاي روستائي بنشينم و طبيعت را با تمام وجود حس کنم. در آن وقت است که در خود فرو ميروم و کارنامه زندگي هنري ام را بررسي ميکنم. البته لحظاتي هم هست که دلم ميخواهد به کارم فکر نکنم و به مسائل عاطفي زندگيم بينديشم.

نميخواهي ازدواج کني ؟

فرزانه: نه دوبار ازدواج کرده ام و به اين نتيجه رسيده ام که اهل شوهر داري نيستم حالا چهار سال است مجرد زندگي ميکنم.

پسرت کجاست و چه ميکند؟

فرزانه: کيوان در انگلستان زندگي ميکند و درس ميخواند و از کاردان ممنونم که براي پسرم پدر بسيار خوبيست. خدا حفظش کند.

وقتي ميخواهيم از فرزانه خداحافظي کنيم ميگويد اي کاش همه ما بازيگران از زندگي روي صحنه که جدا ميشويم در صحنه زندگي عادي واقعا خودمان باشيم و کلام اخر اينکه دعاي خير من بدرقه راه همه هنرمندان است.



Trackback Pings

http://www.farzanehtaidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/24
 
 
رها

فرزانه خانم حيف شما نبود كه در فيلم ضد ايراني بدون دخترم هرگز همكاري كرديد ٠

**********************************************

فرزانه:ضد کوته فکری بود و خشکه مقدسها !!!عزیزم کمی فکر کن
حیف کشور ایران بود که تاراج شد

 
 

 
 
ALIREZA

یکی از علاقمندان فرزانه .هستم دوست دارم ازاوبیشتر بدانم او همشه با اثار هنریاش برایم عزیز بوده است

*************************************

فرزانه:دوستِ عزیز اگر راجع به فرزانه بیشتر میخواهی بدانی،در بخشهای مختلف این تارنما،از زندگی خصوصی،هنری،وسوابق کاری، همه و همه در دسترس است!!
کمی حوصله کن و به زندگینامه،گفتگوها،و...<...نگاهی بیانداز.
موفق باشی.

 
 

 
 
زهرا اقبالی

خانم تائیدی عزیز گر چه این مصاحبه متعلق به سالها پیش است اما بخش اعظمی از آن هنوز صادق است. برای عجیب است که شما آن روزها این حرف ها را میزده اید. تصور میکنم در تکمیل هر چه بیشتر این وب سایت اطلاعات ذیقیمتی در باره شما درج شود که با محفوطات ما کاملا متفاوت است.
یادتان باشد که در این راه تنها نیستید .
*************

فرزانه: مرسی عزیز من. برداشت شما درست است .این رامیدانم که از آن زمانهااطلاعات درستی به شما نداده اند.خوشحالم از اینکه مفید بوده

 
 

Post a comment

Thanks for signing in, . Now you can comment. (sign out)

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Remember me?