January 13, 2006

جشني بر سر گور سينماي ايران

آيندگان- يکشنبه 27 اذر 2536

پرسش هائي پيرامون جشنواره جهاني فيلم تهران
1- آيا اساسا در شرايط فرهنگي کنوني ايران به ضرورت تشکيل جشنواره جهاني فيلم تهران معتقد هستيد؟
2- سود و زيان هاي فرهنگي جشنواره فيلم تهران در شش سالي که از برپائي آن ميگذرد چه بوده است ؟
3- آيا ميتوان هزينه اي را که صرف جشنواره فيلم تهران ميشود در راه هاي فرهنگي مثبت تر بکار انداخت؟


فرزانه تائيدي ، بازيگر تاتر و سينما:
جشني بر سر گور سينماي ايران
حرفها و درد دلهائي که من بعنوان يک هنرپيشه ي سينماي اين مملکت دارم ميتواند تا حدي جوابگوي اين سوال ها باشد. سعي ميکنم اول نکات مثبت جشنواره ي جهاني فيلم تهران را از ديدگاه يک شيفته ي واقعي سينما بيان کنم و بعد البته راجع به نکات منفي آن – تا آنجا که عقلم ميرسد – حرف بزنم .

مسلما نيت اجراي اين جشنواره از روز اول خير بوده و شش سالي است که براي معرفي سينماي پيشرو ايران و عرضه ي فيلمهاي برگزيده خارجي کوشش ميکند. در شرايطي که به علت مشکلات سانسور و عوامل ديگر ديدن فيلمهاي برجسته ي خارجي تقريبا ناممکن است و آنچه هم به دستمان ميرسد کهنه و تکه پاره است ، بي ترديد از راه جشنواره فيلم تهران تا حد زيادي ميتوان در جريان حرکت هاي تازه سينما قرار گرفت.

با اين همه وقتي يادم مي افتد که هر بار براي ديدن يکي از آثاري که بوسيله جشنواره ارائه ميشد با چه مشکلاتي روبرو ميشدم مثل معروف هفت خوان رستم به خاطرم مي رسد. تا آنجا که ميدانم اين مشکل تنها مشکل من نيست . بلکه بسياري از دوستداران واقعي سينما با آن دست بگريبانند. يا من و امثال من هنرمندان اين مملکت ( با معيارهائي که فعلا وجود دارد) هستيم و يا نيستيم ، خب اگر هستيم حقمان است که انتظار داشته باشيم کارگزاران جشنواره جائي هم براي ما جهت ديدن فيلم ها در نظر بگيرند. زيرا اگر جشنواره را محل برخورد فرهنگ ها بدانيم بي ترديد بازيگران و سينماگران اين مملکت بايد در جريان آن قرار بگيرند و تجربه هاي تازه بيندوزند. اما متاسفانه غير از سه چهارچهره ي سينمائي معروف بقيه هنرمندان ايراني ناديده گرفته ميشوند . البته من ادعا نميکنم که ما تافته ي جدا بافته هستيم . اما نوع کارمان ايجاب ميکند که حتما فيلمها را ببينيم و روشن است که در صف ايستادن انتظار کشيدن تنها امکان ديدن معدودي فيلم را امکان پذير ميکند. از اين گذشته وقتي براي مهمانان خارجي جشنواره از کارگردان گرفته تا هنرپيشه و تبليغاتچي و دلال بهترين محل ها در نظر گرفته ميشود و به بهترين وجهي از آنان پذيرائي ميکنند دستکم مصلحت طلبي حکم ميکند که يک ذره هم براي هنرمندان نگونبخت وطن خودمان هم احترام قائل شويم ، براي حفظ آبرو هم که شده بد نيست.
يکي ديگر از نارسائي ها ( نميگويم کجروي) ي جشنواره رعايت نکردن انصاف در جايزه دادن به بعضي از فيلمهاي ايراني است. البته تشويق بجا هميشه براي هنرمند لازم است و موثر در پيشرفت کار او. اما به همان نسبت تشويق نابجا ميتواند هنرمند را دچار غرور بي پايه کند ، نيروي خلاقيتش را ضعيف سازد و او را به سقوط بکشاند. البته من معتقدم که جايزه هائي هم بحق به سينماي ايران داده شده ولي اعمال نفوذ در دادن جايزه به شخص خاصي نه تنها به سينماي ايران لطمه ميزند بلکه باعث از بين رفتن حس اعتماد تماشاگران جشنواره هم ميشود ( تازه خارجي ها هم وقتي به مملکت خودشان برميگردند عيب هائي از اين دست را بزرگ ميکنند و از آنها جوک ميسازند و به ريش ما ميخندند).

اما در باره ششمين جشنواره ي فيلم تهران بايد بگويم که صد البته ما را داخل آدم حساب نياوردند و بليتي هم ندادند که بديدن فيلمها برويم. اما اگر هم ميدادند من يکي که دلم نمي آمد بروم ( فقط در يک جلسه گفتگو شرکت کردم) . من يک هنرپيشه ي صد درد صد حرفه اي سينماي ايران نيستم اما بخودم گفتم در شرايطي که سينماي ملي ما از بين رفته صدها هنرپيشه و کارگردان و مديرتهيه و کارگر فني بيکار ميگردند و براي گذران زندگي به هر دري ميزند چگونه ميتوانم در جشني شرکت کنم که بر سر گور سينماي ايران بر پا شده ، جشني که فلان تهيه کننده ي معروف براي دست يافتن به جايزه مثلا افتخار آفرين آن به هر دري ميزند و سفارش هاي لازمه را ميگيرد. جشني که با هزينه ي هنگفت آن ميشود گره از مشکل سينماي بحران زده ي ايران گشود و امکانات ديدن فيلم هاي خارجي بهتر را براي چند ميليون تماشاگر فراهم آورد. ميشود سينما براي ارائه ي آثار ارزنده خريد فيلم خوب وارد کرد ، کتاب سينمائي خوب چاپ کرد ، بحث و گفتگو راه انداخت ، آموزش سينمائي داد و ... خيلي چيزهاي ديگر شايد اين راه حل ها بنظر بلند پروازانه بيايد اما بهر حال بايد براي رشد سالم توليد فيلم و فرهنگ سينما در ايران فکري کرد. ( اين حرف را در شرايطي ميزنم که يکي از کارگردان هاي صاحب نام ما – که اسمش را نميخواهم بياورم – خرج سر صحنه ي فيلمش را ندارد).

جشنواره فيلم تهران شايد تنها حسني که در شرايط فعلي دارد راضي کردن عده اي از برگزيدگان قوم است که هر ساله به کشورهاي خارجي سفر ميکنند و قصدشان ( به ادعاي خودشان ) اين است که از "جنبش ها و تحولات تازه ي سينماي دنيا " بي خبر نمانند ! خب وقتي جشنواره هست ديگر آنها احتياج ندارند که پول و وقتشان را در راه سفر بگذرانند. همينجا "آنسوي نيک و بد " و "والنتينو" را ميبينند و شب تا صبح در باره اش بحث و فحص ميکنند و بعد ميروند پي کارشان تا جشنواره آينده بحث سينما را تعطيل ميکنند! با اين همه تند نروم . جشنواره بدرد علاقه مندان واقعي سينما نيز ميخورد. ولي واقعاچند نفر سينما دوست بي ادعا که تشنه ي دانستن و فهميدن اند ميتوانند خود را از هفت خوان جشنواره بگذرانند و بوصال پرده سينما برسند ؟ جشنواره در واقع اقليتي محدود را در زماني محدود راضي ميکند.

جشنواره "جشني" است که هيچ ربطي به سينماي ايران ندارد – زيرا که اصلا سينما به مفهوم يک صنعت سالم در اين مملکت وجود ندارد. بنابراين نميتوان آنرا نيروئي ارزشمند براي خلاقيت دانست ، زيرا خلاقيت احتياج به وسيله و امکانات دارد و هر آدم عاقلي قبول دارد که در شرايط امروزي امکان فيلمسازي براي هيچ کارگردان باشعوري وجود ندارد.

شايد اصلا حرفهاي من بي ربط باشد . ولي خب من احساس هاي واقعي ام را شرح داده ام . از کساني که در اين مورد بهتر از من ميفهمند عذر ميخواهم.



Trackback Pings

http://www.farzanehtaidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/90
 
 
فروغ

سلام

با تو ای زیبا، زیباترین بهار را به تماشا نشسته ام تا شاید روزی بیاید که گل های پژمرده را آب داده و حسرت گرمی دلها را با نشاندن خنده روی لبهاشان، آرزوهای دور و دراز را به ارمغان آورده و هیاهویی برپاکنیم تا شاید روزی دوباره بیاید و دلی را شاد کند.
بر من خرده مگیرید
که من فقیرم
و چیزی برای گفتن ندارم
و تو را گلی می بخشم
گل میخکی
که آب حیات ابدی اش را
با اشک دیده ات
نثارش کنی
امید که شادکام باشید

*****************************

فرزانه: عزیزم،حرفی نیست جز اینکه کلامت زیباست،و امیدوارم دوستانی که نوشته ات را بخوانند چون تو لذت ببرند.
امیدوار و خوش بین باش فروغ عزیز.

 
 

 
 
فرشته

این قدر این جا هوا سرده دل ها سرده که آفتاب هم می ترسد بتابد که مبادا سرما تنش را یخ کند..
زندگی بیش ازیک خاطره نیست ..
اطراتیی خوش را برای دل بزرگ وسبزتان آرزو می کنم..
**********************************************

فرزانه:عزیزم،فکر میکنی چرا من پس از نزدیک هشت سال جنگیدن با این رژیم ضد انسانی وطنم راترک کردم!!!!؟؟؟
بهاری پر از شکوفه،و سالی خوش برایت آرزو دارم.

 
 

Post a comment

Thanks for signing in, . Now you can comment. (sign out)

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Remember me?