September 6, 2005

مقدمه اي از بهروز به نژاد

با سلام

پانزدهم اکتبر دوهزار و پنج ،نوزده سال است که ميهنم را به اجبار ترک کرده ام . در طي اين سالها ، پستيها و بلندي هاي بسيار را پشت سر گذارده ام که اغلب آنها خالي از رنج نبوده . اين احوال براي اغلب تبعيديان آشناست و کم و بيش شبيه هم . هنرمند سختي مضاعفي را به دوش ميکشد ، يکي کنده شدن از خاک مادري و ديگري دشواريهاي ادامه کارش در جامعه اي با فرهنگ و آداب متفاوت .

تقريبا اواخر سال هزار و نهصد و هشتاد و شش پس از تحمل دشواريهاي بسيار و برخورد با خطرات ، توانستم ترتيب فرار يار و همسفر زندگيم ، فرزانه تائيدي را بدهم تا از ايران به پاکستان بگريزد. به کمک دوستي توانسته بودم مقداري مجله که عکس فرزانه روي جلدش بود و چند روزنامه به زبان انگليسي و فرانسه را داخل جلد کتابي جاسازي کنم تا فرزانه بتواند از آنها بعنوان کارت شناسائي استفاده کند و بتواند جواز ورود به آمريکا يا اروپا را بگيرد . آن مدارک از سوي قاچاقچي آدم !! به طمع اينکه شايد اسکناس باشد صدمه ديد و .... ولي به هرحال پس از چند ماه فرزانه توانست از کراچي اجازه ورود به انگلستان را اخذ کند . چند ماه پس از آن من هم در انگلستان به او پيوستم.

ما به هنگام ترک ميهن بيش از چمداني به همراه نداشتيم اما پشت سر ، در زير زمين خانه اي دو صندوق يا صندوقچه باقي گذاشتيم که محتوياتش نه عتيقه جات بود و نه اشيا گرانقيمت ، بلکه درون آنها يادگارها و مدارکي بود از زندگي هنري و خصوصي ما شامل عکسهائي از تاتر هاي صحنه ، تلويزيون و فيلمهاي سينمائي و همچنين انبوهي از روزنامه ها و مجلات و بريده هاي جرايد آن روزگار ، شامل گفتگوها ، نقدها و خبرها و همچنين نوارهاي صدا و تصوير .

در طول اين سالها ، با سختي بسيار مقداري از آنها به دستمان رسيد تا اين اواخر که توسط يکي از بستگان عزيزم دو بسته که شامل عکسها و بخصوص اغلب گفتگوهاي مطبوعاتي بود به دستمان رسيد. طبيعتا شروع به خواندن آنها کرديم. با آگاهي نسبي که از زندگي نسل جوان ايران امروز داريم لازم ديديم که آنها را در دسترس همگان بگذاريم .

فرزانه تائيدي به اعتقاد من و اغلب افراد اهل هنر و همينطور مخاطبانش ، هنرمندي متعهد است که در سالهاي فعاليتش در صحنه تاتر و تلويزيون و مقابل دوربين سينما فعاليت سالمي داشته و به پاي اعتقاداتش ايستاده است . او براي حق و مقام زن ايراني بسيار زحمت کشيد و شايد به اين دليل بسياري از مزاياي زندگي يک هنرمند سطح بالا را از دست داد که هنوز هم در غربت چوبش را ميخورد !! زيرا زير بار حرف زور و بي منطق نمي رود .

سخن کوتاه ، به پيشنهاد و اصرار من زمينه ي گشايش اين سايت فراهم شد که اينک پيش روي شماست . افسوس که از کارهاي تلويزيوني و صحنه ي فرزانه نسخه اي در دسترس نيست ولي همين گفتگوهاي مطبوعاتي لااقل به نسل شما نشان ميدهد که ماهنرمنداني داشته ايم که ماديات و زندگي مرفه را فداي اعتقادات و اخلاقيات کرده اند . با نگاهي به زندگي هنري فرزانه و مطالعه گفتگوهايش در اين سالها ميبينيم که او هنرمندي سالم و معتقد به راه و اعتقاداتش است و با احترامي که هميشه به مخاطبانش ( که عشق واقعي او در زندگي هنري اش بوده اند )دارد ، راه خود را ادامه داده و ميبينيم که وفتي نخواهي هم رنگ ديگران شوي چه در وطن و چه در تبعيد در اقليت ميماني و در سر راهت دشواريهاي بسيار قرار ميگيرد .

در اين تارنما بخشي با نام "سفر با باد" آماده شده که اميدوارم فرزانه از تجربياتش ، خاطراتش و زندگي اش براي شما بنويسد و حرفهاي ناگفته اش را با شما در ميان بگذارد . با اين آرزو که ايرانيان هر چه زودتر به آزادي به معناي کامل آن دست يابند .

به اميد آنروز
بهروز به نژاد
لندن / آگوست دوهزار و پنج



 
 
راگا

سلام خانم تاییدی و آقای به نژاد

خوشحالم فرصتی پیدا کردم تا بالاخره طی چند ماه تحقیقات فشرده ام ( ادامه دار) این سوال را با جرئت اینجا مطرح کنم که پاسخ آن از طرف شما خیلی کمک کننده است.
1. در خصوص نمایش فیلم برهنه تا ظهر با سرعت :
-طبق پوست منتشر شده در اینترنت از این فیلم فقط قرار بود در سینما کاپری به نمایش درآید ...همچنان طبق مستندات آقای جمال امید و آقای احمد الهیاری هنوز پاسخ درستی از نمایش فیلم ( بعد از توقیف چند ساله ) وجود ندارد....آیا اکران 27 مرداد 1355 به نقل از جمال امید در سینما کاپری درست است؟چند هفته؟ قرار بود یا واقعا اکران شد؟ یا مستندات الهیاری که گفته است نمایش آن فقط یک سکانس 10 تا 12 صبح بوده و از ترس شورش نمایش آن سریع متوقف شد؟ یا به نقل از خیلی ها فیلم بعد از یکبار به نمایش درآمدن در جشنواره فیلم تهران به سال 1355 برای همیشه از طرف حکومت سوزانده شد؟

2. به نقل از ماهنامه ستاره سینما شماره 11 ، 1353 برگرفته از وبسایت خودتان و کیهان هوایی 4 خرداد 1353 سال ساخت فیلم قریب به یقین 1353 بوده است و تمام مستندات چاپی موجود نیز همین را می گویند...( که من بعید می دانم چون فیلم های هریتاش با وسواس خاص خودش نمی تواند 2 ماهه فیلم برداری و آماه شود که بگوییم در 53ساخته شد و رپورتاژ ان 4 خرداد 53 باشد)...با توجه به اطلاعات جدیدم این تئوری قوت می گیرد که فیلم در سال 1351 شروع به ساخت شده است...طبق اظهارات شخصی مرحوم بابک بیات موسیقی فیلم برهنه تا ظهر را در سن 26 سالگی ساخته اند ( 1325 +26=1351 )....طبق فیلم مستند منتشر شده از بیوگرافی هریتاش کاری از سپنتافیلم ، راوی سال ساخت را 1351 بیان نموده است...و عجیب ترین اطلاعاتی که جدیدا این تئوری را قوت می بخشد....مرحوم اکبر رادی نمیش نامه نویس شهیر گیلانی فیلمنامه "افول" را بر اساس نمایش نامه ای با همین نام ( مال خودش )به وسیله خسرو هریتاش در سال 1351می نویسد که از طرف وزارت فرهنگ وهنر مجوز ساخت نمی گیرد و شاید همین فیلم نامه برهنه تاظهر با سرعت هریتاش اقباسی از فیلمناممه افول باشد یا اگر نباشد در همین سال بود( 1351) که هریتاش به فکر ساخت دومین فیلمش افتاد


منتظر پاسخ ارزشمند و تاریخی شما برای روشن شدن زوایای تاریک این فیلم هستم.

با فشردن دستان گرمتان و سپاس فراوان و قوت بیشتر برای پایداری هنرمندی تان

*********************************************

فرزانه : دوست عزیز پیام شما را به بهروز نشان دادم...... گویا شبیه سوال شما را چند نفر دیگر از او کرده اند.
بهروز در سایت خودش به این سوالها خواهد رسید

آدرس

bb@behrouzbehnejad.com

 
 

 
 
مجيد

با سلام و تشكر از شما .
به اميد توفيق روزافزون.

منتظر راه اندازي سايت آقاي به نژاد هستيم .

 
 

 
 
simno

اقاي به نژاد عزيز
چقدر خوشحالم كه از طريق وبلاگ كه هميشه ميخونمش سايت شما و خانوم تائيدي را بيدا كنم.
*****************************

فرزانه:پیام شما را بهروز هم دید.به شما سلام دارد و منهم از شما ممنون دوست عزیز simno.(در ضمن قرار است بهروز هم سایت خودش را رو براه کند!!امیدوارم.)

 
 

Post a comment

Thanks for signing in, . Now you can comment. (sign out)

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Remember me?