Ali
سلامی چو بوی خوش آشنائی
یعد از گذشت 28 سال از آن حادثه که مارا اینجوری ازهم دورکرد.هم چشم مارو ازجمال فیلم آرای شما و دیده شمارا از کوه های برفی البرز.
هنوز فرزانه کسی جایگزین تو و جانشین معصران تو نشده است.هنرمندهای این دوره اون مایه و برکت شمارو ندارن...اشتباه نکن این تعارف نیست.
وقتی شما رفتین برکت هم ازخانه رفت.دیگه نه سنگک بوداره نه برنج طارم.
یادش به خیر آبجو آرگو و کالباس آرزومان و پسته کرمان
حالا بجای اون شربت آرام بخش و دلهره و بستر درمان
متاسفم ولی واقعیت این است که باید اعتراف کنیم خدا ار آسمان ما رو برگرفته است
متاسفم که باید یادی کنم از شعر فروغ که میگوید
ایمان بیاوریم ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
خدا رو چه دیدی فرزانه...شاید دوباره پروانه نشست روی برگهای نسترن و دوباره
هنگام تحویل را شوع کردیم با حرفهای عاشقانه
بقول شاملو
ما دوباره به کیوترهایمان دانه خواهیم داد
و خوشبختی دست زیبائی را خواهد گرفت....
اینو بدون یگانه...که مادر روزگار دیگر چون شما نخاهد زاد
قربان خنده های زنگی بخشت و دستهات که مبشر زندگی است
*********************************************
فرزانه:دوستِ عزیز علی،شما انقدر زیبا نوشتید و احساستونو صادقانه بیان کردید،که من نمیدونم چی بنویسم؟!!
در این روزگارِ بی حساب و کتاب و بی انصاف، تنها چیزی که انسانو زنده نگه میداره،امید و امیدوار بودنه......شاید منهم روزگاری این شانسو داشته باشم،که بوسه به دامنِ البرز بزنم،وبنشینم به تماشا و تحسینِ طبیعتِ زیبای وطنم.......شاید.
از لطف و محبت خالصانه و صمیمیِ شما نسبت به خودم،واقعآ سپاسگزارم،و آرزوی خوشبختی برات دارم.
و آخر اینکه:روانشان شاد، "فروغ" و"شاملو"ی بزرگ.