eldar
سلام بر فرزانه اي كه به راستي فرزانه بود و اكنون هم بيش از پيش ! فرزانه خانم من يكي از هواداران شما -سيماي نازنينتان - صداي گرم وصميمي و ماندگارتان بودم و هستم و.... و حيف و صد حيف كه گرامي و ارجمنداني چون شما از ديدگان و روح و روان ما دور و پنهان شده يا وادار به غربت نشيني شده اند گرچه كه شايد آن ور آبي ها صميمي تر و انسان تر و......هستند تا ما خود ايرانيان كه به راستي ما غربت نشين ايم و نه شما !!!!؟؟؟؟ باري بسيار شاد و مسرور شدم كه حسب اتفاقي ساده كه اين روزها در نت به راحتي شدني است سيماي نازنينت را ديدم اما خيسي پهنه ي صورت را پاك كردم تا توانستم تو را شفاف و هماني كه بودي بارها وبارها ببينم !!و چقدر شاد شدم كه حداقل 30 سال به عقب برگشتم و خاطراتم -شيطنت ها -اشك و شادي ها را به واقعيتي كه بود و بودي - بودم و بوديم دوباره زيستم و براستي دور از ريا و تزوير ........و چه زيبا بود و...مرسي !! دست و رويتان را ميبوسم -اميدوارم پاينده وشاد و سرافراز باشيد . مارا هم فراموش نكنيد . بدرود
*******************************************************
فرزانه:عزیزم،چقدر این صادقانه حرف زدنت به دلم نشست.....و تو هم اشک به چشمان من آوردی.
درست است که این سوی آبها هستم.....بیست سال،بیست سالی که به عمر جهان میماند.....درست است که در غربتم،دورم،خیلی دور....ولی دلم با توست،با تو که چنین با حقیقت با من صحبت میکنی،عزیزم دلم با توست.
درد غربت،به دور ماندن از خاک وطن نیست!!!غربت جاییست که تو را نفهمند!من حال تو را درک میکنم،و با تو همراهم....
میبینی حتا فرصت نشد از اینهمه لطف و مهربانیت سپاسگزاری کنم!!شاید نامت "سنبل"است؟؟و یا "الدار"؟؟.
پیامهایی چنین هنوز مرا امیدوار نگه داشته،از تهِ دل میگویم.
منهم دوستت دارم.هیچگاه فراموشت نمیکنم<<<<<<<<<<<<<<<<<<