azizkalhor
من عزیز کلهر محصو ل مشترک درد وزخمهای عمیق یک جهان پر از جنگ و خونریزی هستم
و هرشب در گور ستانی مخوف شعر هایم را می نویسم..وبا ارواح درد ها و زخمها در هم اغوشی
مدام بسر می برم... من هر شب لا شه متعفن خود را می سوزانم ..و زخم های خود را به
علامت درد وجراحت مزمن ...به همه ی سا کنان وحشت زده ی گورستان نشان می دهم
من به خونریزی روح دچارم...و راهی جز عذاب در پیش ندارم...مرا با
زخمهایم بشناسید
*********************************************
فرزانه:ای عزیز......ای کلهر.......چه گویم که نا گفتنم بهتر است !!!!!!!