Main | September 2005 »

August 23, 2005

سلام دوست من

ابتدا در رابطه با گشايش اين تارنما دلم ميخواهد احساسم را بگويم . خيلي خوشحالم که از اين پس ميتوانيم اين ارتباط را با هم داشته باشيم. اگر چه شايد کمي دير شده باشد ، ولي فکر ميکنم زمان ، زمان مناسبي است براي به هم نزديک شدن و بيشتر راجع به هم مطلع بودن .

با مقدمه اي که بهروز به نژاد ، يار و همراه من در زندگي و همکار خوب هنري ام نوشته ، حرف زيادي در تعريف اين حرکت نمي ماند که من بگويم . من نويسنده نيستم ، هنر من هميشه در صحنه بوده و يا در مقابل دوربين و از اين راه با مردمي که عشق من بوده اند ، در ارتباط بوده ام.

سالهاست که از خانه ام دورم!! و از اين سوي درياها امکان آن نبوده تا آنچه را که بر من گذشته با تو در ميان بگذارم . اينک با باد سفر ميکنم ، مي آيم روبرويت مينشينم ، چشم در چشمت ميدوزم و با تو درد دل ميکنم . من با تو از ناگفته هايم ، از خاطراتم ، دلتنگي هايم و .... و آنچه بر من گذشته است خواهم گفت .

با نگاهي به زندگي گذشته من ، سوابق کاري ام ، فعاليت هايم ، مصاحبه هايم در روزگاري که در وطنم بودم و هم چنين در روزگار تبعيد که در اين تارنما موجود است مرا بيشتر خواهي شناخت و منهم از دل برايت خواهم نوشت . دلم ميخواهد در اين راه همانگونه که من صادقانه همراهت خواهم بود همراهيم کني و تو هم حرفهايت را به من بگوئي .

آماده کردن اين تارنما به خاطر تايپ تمامي مصاحبه ها و متنها مدتي طول کشيد . اهل خرافات نيستم ولي دقيقا نوزده سال پيش که مرا از تو دور کردند ، روز بيست و سوم ماه آگوست وارد انگلستان شدم و اينک پس از نوزده سال اين سايت گشوده ميشود .

مطالب آماده شده به مرور در اين تارنما ارائه خواهد شد و به انتطارم تا باقيمانده روزنامه ها و مجلات زرد و پوسيده و عکسهاي ترک خورده به دستم برسد تا بتوانم آنها را به دوستانم هديه کنم .

دوست عزيز ، در شناسنامه کارها به غير از اطلاعاتي که از طريق نشريات قديمي بدستم رسيده ، ما بقي را با کمک محفوظات ذهني خود تکميل کرده ام و احتمالا در برخي دچار اشتباه شده ام ، به خصوص در عکسهائي که از تاتر هاي صحنه و تلويزيون و عکسهاي پشت صحنه و يادگاري از سفر هاي تاتري نام بعضي از همکارانم را فراموش کرده باشم خواهش ميکنم در اصلاح و تکميل اين بخشها با من ياري کنيد تا اين تارنما براي تحقيق و بررسي در تاتر و سينماي ايران مورد استفاده قرار گيرد.

تا روزي ديگر
دوست و دوستدار تو
فرزانه تائيدي
بيست و سوم آگوست دوهزار و پنج / اول شهريور هزار و سيصد و هشتاد و چهار

Link | Comments (90) | TrackBack

August 21, 2005

Dog dish dream

رویای ظرف غذای سگ
سناریست و کارگردان : مینا کورتالد
مدیر فیلمبرداری : مارک پارتریج
ادیتور: آلکس ماکی
موزیک: محلی ایرانی
تهیه کننده : آندریا والس گرانت
محصول: مدرسه عالی فیلم و تلویزیون انگلستان
مدت: چهل دقیقه
شانزده میلیمتری
سال ساخت: 1992

خلاصه: فیلمساز در کنار انتقاد از دولت "مارگارت تاچر" به زندگی خانواده ای پرداخته که مادر ایرانی و پدر ایرلندی است و دو فرزند دختر و پسر دارند. تمام داستان از نگاه دخترک است. بچه ها به موسیقی ایرانی و فرهنگ مادری علاقه دارند و پدر نقطه مقابل آنهاست. مادر خوشحال نیست و آنها را رها کرده و به دنبال تجربیات دیگری در زندگی میرود. پدر و دو فرزند سرگردان می شوند و به دنبال سرپناهی هستند. در این سرگردانی به ظرف غذای سگی میرسند که دمر شده و آنها زیر آن پناه میگیرند! آنشب مرد همسرش را در رویا میبیند و میفهمد که چقدر به او دلبسته است و در واقعیت دوباره او را پیدا میکند و خانواده به هم می پیوندند. این بار با هم در جستجوی خانه و سرپناهی هستند. عاقبت قایقی یافته بر آن سوار میشوند و برای ادامه ی زندگی بر پهنه آبهای اقیانوس روانه میوشند ...

درباره کارگردان: مینا کورتالد فرزند مادری ایرانی و پدری ایرلندی است. او پس از اتمام تحصیلاتش در رشته ادبیات انگلیسی، فارسی و فلسفه از دانشگاه "دورهام" انگلستان وارد مدرسه عالی فیلم و تلویزیون انگلستان شد. در رشته کارگردانی فیلم فارغ التحصیل شد. پس از ساختن چند فیلم کوتاه و همکاری با کانال چهار تلویزیون انگلستان فیلم کوتاهی ساخت با عنوان " بریژیت و مردی که غرق میشد" این فیلم پس از نمایش در فستیوال فیلم لندن از سوی تلویزیون دولتی آلمان به عنوان بهترین فیلم کوتاه انتخاب شد. فیلم " رویای ظرف غذای سگ" نیز در فستیوال فیلم بیرمنگام در سال 1992 برنده جایزه بهترین کارگردان شد.

Link | Comments (7)

August 20, 2005

میراث من جنون

فیلنامه نویس و کارگردان: مهدی فخیم زاده
فیلمبردار: رضا بانکی
دستیار فیلمبردار: محمد یوسفی، مهدی فخیم زاده
بازیگران: فرزانه تأییدی، مهدی فخیم زاده، آرش تاج، منوچهر فرید
مدت زمان: 100 دقیقه
محصول: پارس فیلم
سال نمایش: 1360

خلاصه داستان:مهدی، دیوانه وار عاشق گلی است، همه جا او را تعقیب می کند و به دلیل حسادت ،امیر نامزد گلی را به قتل می رساند. گلی در پیگری غیبت نامزدش با مهدی روبرو می شود و مورد تجاوز قرار می گیرد. مهدی دستگیر و محاکمه می شود، اما به علت فقدان مدارک کافی آزاد می شود و مجددا به آزار گلی می پردازد. پدر گلی، که بیماری قلبی دارد، در برخورد با مهدی سکته می کند و می میرد. گلی متوجه می شود مهدی به دنبال خواهرش است. جسد امیر کشف می شود و پلیس درجست و جوی قاتل او با گلی تماس می گیرد. وکیل مدافع مهدی، که ماجرا دریافته است نقشه ای برای به دام انداختن مهدی طرح می کند، اما او پلیسی را می کشد و به تعقیب رویا می پردازد. گلی در آخرین لحظه به کمک خواهرش می شتابد و مهدی را به قتل می رساند.

Link | Comments (7)